أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
362
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
حكايت از طايفي جن اغلب هستند كه با انبياى عظام ملاقات نموده و به شرف صحبت آنان مشرف گرديدهاند . بنا به روايتى كه از انس بن مالك وارد شده است يكى از اجنّه به طور وضوح و آشكارى نزد حضرت نبى اكرم آمده و استدعا نموده است كه او را قرآن كريم تعليم فرمايند . انس بن مالك گويد كه : روزى با حضرت رسول در جوار شهر مقدس مدينهء منوّره سير و حركت مىكرديم در مقابل ما مرد پيرى ظاهر شده و به طرف ما آمد مگر اين شخص جنى بوده است كه به شكل انسان درآمده بود . حضرت رسول مختار جن بودن او را به من خبر دادند . چون مرد پير به نزد ما رسيد در ميان او و حضرت رسول مختار اين مكالمه ردّ و بدل گرديد . حضرت : اين رفتار رفتار جن است ؟ ج : بلى يا رسول اللّه . ح : از كدام طايفهء جن هستى ؟ ج : هامة بن همام بن لاقيس بن ابليسم . ح : حال كه چنين است در ميان تو و ابليس دو پدر فاصله است ؟ ج : بلى چنين است يا رسول اللّه . ح : چند سال عمر دارى ؟ ج : عمر دنيا را گذراندهام . زمانى كه قابيل ، هابيل را كشت چند ساله بودم آن وقت اشتغال و كار من اين بود كه در ذروهء تلال صيد و شكار بوم مىكردم و اطعمهء مطبوعهء خدا را افساد مىكردم ؛ در ميان انسانها منازعه و فساد توليد مىنمودم . ح : چه مشغله بدى است اين كار . ج : يا رسول اللّه عتاب مفرما من در حضور حضرت نوح مسلمان شدم . با حضرت هود ملاقات كردم ، در منجنيق با حضرت ابراهيم و در چاه با حضرت يوسف رفاقت كردم . به مصاحبت حضرت مسيح بن مريم مشرف شدم . حضرت عيسى المسيح به من فرمودند كه اگر حضرت محمد را ببينى سلام مرا به او تبليغ كن . ح : آيا از من هيچ خواهشى دارى ؟ ج : بلى حضرت موسى تورات و حضرت مسيح انجيل بر من آموختند ، شما هم قرآن كريم را براى من تعليم فرماييد .